هدف کلی: آشنایی با ضرورت پرهیز از ارتباط با افراد ناآشنا
اهداف جزئی:
- آشنایی با افراد آشنا و افراد غریبه
- درک ضرورت مراقبت از خود در برابر غریبهها
- شرکت در بحث و گفتوگوی کلاسی
- تقویت هوش جنبشی – حرکتی
- پرورش خلاقیت و توانمندی خلق قصه
چه کسی دست بابا و مامان خود را میبوسد و از زحمتهایی که برایش میکشند، تشکّر میکند؟ کدامیک از پدر و مادرهای شما هم، دستان پدر و مادرشان را میبوسند؟
تصویرخوانی و تفکر: از کودکان بخواهید با یکدیگر مشورت کنند و بگویند در تصویر کتاب چه میبینند؟ پشمک میخواهد پیش چه کسانی برود؟ آیا همه این افراد آشنا هستند و پشمک آنها را میشناسد؟
دستورزی و رنگآمیزی: از نوآموزان بخواهید ردپاهایی که به سمت فرد آشنا میرود را رنگ سبز (مادربزرگ، پدربزرگ) و ردپاهایی که به سمت غریبهها میرود را قرمز کنند. (گرگ و آقا اردک)
از کودکان بخواهید یک حلقه تشکیل دهند. بچرخند و شعرهایی که بلد هستند را بهصورت دستهجمعی همخوانی کنند.
لیستی از اسامی افراد آشنا (مثل: پدر، مادر، دایی، خاله، عمو، عمه، مادربزرگ و پدربزرگ) و افراد غریبه (مثل: همسایه، فروشنده مغازه، راننده آژانس و …) آماده کنید. در حین خواندن شعر و چرخیدن بچهها، با شنیدن نام افراد آشنا، کودکان باید دست یکدیگر را بگیرند و با شنیدن اسم افراد غریبه، کودکان باید دست یکدیگر را رها کنند و دست به سینه بایستند.
از نوآموزان بپرسید: آیا میدانند به چه کسانی آشنا و به چه کسانی غریبه گفته میشود؟
سؤالات زیر را از کودکان بپرسید و اجازه دهید آزادانه نظراتشان را بیان کنند:
– با کسی که او را نمیشناسیم باید چه رفتاری داشته باشیم؟
– چنین کسی اگر از ما سؤال پرسید، باید پاسخش را بدهیم؟
– آیا باید به این افراد اعتماد کنیم و همراهشان برویم؟
– به نظرتان چرا نباید به این افراد اعتماد کنیم؟
– اگر در خانه تنها باشیم و کسی از ما بخواهد در را باز کنیم، آیا در را باز میکنیم؟
– هنگام استفاده از آسانسور اگر با فرد غریبهای تنها شدید، چه تصمیمی میگیرید؟
این نکته را به کودکان بگویید که لازم نیست از افراد غریبه بترسند، اما باید مراقب باشند و به آنها اعتماد نکنند. حتی اگر بگوید از طرف پدر و مادرشان است.
پیشنهاد بحث و گفتوگوی خلاق: میتوانید برای فهم بهتر، از قانون «نه، برو، بگو» استفاده کنید. قانون «نه، برو، بگو»، یعنی در صورتی که فرد غریبهای از کودک درخواستی کرد، بگوید: نه! سپس خود را سریعاً به والدین یا افراد آشنا و قابل اعتماد برساند (برو) و ماجرا را برایشان تعریف کند (بگو).
همچنین میتوانید برای داشتن یک گفتوگوی جذّابتر، یک داستان در مورد مهارت ارتباط با غریبهها تعریف کنید و از کودکان بخواهید تا پایان این داستان را خودشان تکمیل کنند. مثلاً: به نام خدا، پرپری تو پارک کنار خانواده داشت با توپ قشنگش بازی میکرد. وقتی توپش رو شوت کرد، توپش رفت و رفت و رسید به اون دور دورها. پرپری تصمیم گرفت برود و توپ قشنگش را پیدا کند ولی همین که رسید به توپش یکدفعه یه …
برای تقویت مفهوم غریبه و آشنا، میتوانید این شعر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را در کلاس پخش کنید. همچنین بین ابیات این شعر، میتوانید با کودکان پرسش و پاسخ داشته باشید.
پیشو کجا؟ نرو! ایست!
گرگه که دوست تو نیست
به اون میگن: غریبه
نمیدونی؟ عجیبه!
او دنبال شکاره
دندون تیزی داره
نرو کنارش پیشو
هیس باش و چیزی نگو!
به او نگو چی هستی
خونهات کجاست، کی هستی
خطر داره پیشو جون
یه ذره نه! فراوون
غریبه آشنا نیست
غریبه دوست ما نیست[1]
[1] زهرا موسوی
این فعالیت، با هدف حل مسئله تنظیم شده است. برای کودکان توضیح دهید که امروز، میخواهیم در یک مأموریت مهم شرکت کنیم و یاد بگیریم چطور در موقعیتهای مختلف از خودمان محافظت کنیم.
مرحله اول: این باور را با تمرین و تکرار در ذهن کودکان محکم کنید که: من قوی هستم، من باهوش هستم، از خودم خوب مراقبت میکنم.
مرحله دوم: 4 قانون اصلی و طلایی را با کودکان تمرین کنید:
یک. قدم جلو: با غریبهها به هیچ جا نمیرویم، قدم محکمی به جلو بر میداریم و دست را مثل علامت ایست بالا میبریم.
دو. لب بسته: دست روی لب میگذاریم و اسم، آدرس و شماره تلفن را به غریبهها نمیگوییم.
سه. کمک گرفتن از بزرگترها: اگر غریبهای درخواست کمک کرد، میگوییم باید از یک بزرگتر کمک بگیرم و پیش مامان، بابا یا معلم میرویم.
چهار. به قلبم گوش کن: اگر دلمان ناراحت بود یا چیز عجیبی دیدیم بلند میگوییم: نه! و سریع دور میشویم.
مرحله سوم: سناریوهای مختلفی که در آنها غریبهها برای ارتباط با کودکان اقدام میکنند را در کلاس مطرح کنید و از کودکان بخواهید تا بگویند: اگر در این موقعیت بودند چه کار میکنند.
در پایان، پس از اینکه کودکان قوانین طلایی را درست اجراء کردند، آنها را تشویق کنید.