تاریخ: آخرین جمعه ماه مبارک رمضان
هدف کلی: آشنایی با مناسبتهای ملی – مذهبی
اهداف جزئی:
- آشنایی با ماجرای کشور فلسطین
- آشنایی با مفهوم مقاومت در برابر ظلم
- تقویت باورهای ملی و مذهبی
- گسترش گنجینۀ واژگان
- تقویت هوش جنبشی – حرکتی
- شرکت در بحث و گفتوگوهای کلاسی
تصویرخوانی و تفکر: از کودکان بخواهید به تصویر نگاه کنند و هر چه در مورد آن میدانند، بگویند.
دستورزی و رنگآمیزی: پس از بیان نظرات، تصویر مسجد الاقصی را به سلیقۀ خودشان رنگ بزنند.
مربی محترم! داستان زیر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.
به نام خداجون مهربون
آلا پرچم ایران را از دست آرش کشید و گفت: «این برای من!»
آرش گفت: «نمیدهم! برای خودمه!!»
آلا محکمتر کشید. آرش یکهو پرچم را رها کرد. آلا پرچم به دست، افتاد روی زمین. آرش خندید و آلا گریه کرد.
مامان زودی آمد و پرسید: «معلوم هست اینجا چه خبره!؟»
– آرش پرچم را به من نمیدهد.
– خب آن یکی را بردار.
– آن یکی که پرچم ایران نیست.
– خب چه فرقی دارد.
– اگر فرق ندارد خودت بردار!
– مامان؟ پرچم با پرچم فرق ندارد؟
مامان کنارشان نشست. لبخند زد و گفت: «خب معلوم است که فرق دارد. هر کشوری پرچم خودش را دارد. پرچم ما هم فقط همین پرچم سه رنگ است با همین “الله” قشنگی که وسط آن است.»
آلا دست به کمر گفت: «دیدی فرق دارد.»
مامان زودتر از اینکه آرش چیزی بگوید گفت: «صبر کن تا حرفم کامل شود.» آنوقت آن یکی پرچم را برداشت و گفت: «این یکی پرچم برای کشور فلسطین است. همان کشوری که ما به خاطرش فردا میرویم راهپیمایی. همان که دشمن آن را به زور گرفته و پرچم جدید برایش درست کرده.»
بچهها با تعجب منتظر بودند تا مامان بیشتر توضیح بدهد.
مامان گفت: «ما مردم ایران کشور فلسطین را خیلی دوست داریم. آخه ما با هم دوست هستیم و دشمنمان یک دشمن است.»
آرش پرسید: «یعنی دشمن میخواهد کشور ما را هم بگیرد؟»
مامان جواب داد: «بله! همین را میخواهد.»
آلا با اخم گفت: «من که پرچممان را به کسی نمیدهم.»
آرش بازوهایش را نشان داد و گفت: «نمیتواند! آخه ما خیلی قوی هستیم. مگر نه مامان؟»
مامان سرش را تکان تکان داد که یعنی بله.
آلا پرسید: «مامان دشمن چه شکلیه؟»
آرش قیافهاش را کجکی کرد: «این شکلی!»
مامان خندید و گفت: «دشمن هم شبیه ما یک سر و دو گوش دارد. اما فقط قیافهاش شبیه آدمهاست! فکرها و کارهایش خیلی فرق دارد.»
بچهها با خنده تکرار کردند: «یک سر و دو گوش!»
آنوقت آلا پرچم فلسطین را دستش گرفت: «سیاه، سفید، سبز و قرمز. چه قشنگ! شبیه رنگهای هندوانه.» و زودی گفت: «باشه قبول! فردا من این پرچم را میگیرم.»
آرش پرچم ایران را چرخاند: «خود فلسطین را هم از دشمن پس میگیریم.»
مامان صورت هر دوشان را بوسید و گفت: «زودتر بخوابید برای فردا سر حال باشید.»
ستارهها داشتند توی آسمان شب چشمک میزدند.[1]
[1] . فرزانه فراهانی
پرچم آمریکا و اسراییل را روی دیوار بچسبانید و از کودکان بخواهید با توپ به سمت پرچمها نشانهگیری کنند. همچنین میتوانید سوراخهایی به قطر 15 سانت روی پرچمها ایجاد کنید و از کودکان بخواهید توپها را به سمت سوراخ پرچمها نشانهگیری کنند.
ابتدا ذهن کودکان را با صحبت درمورد اینکه رژیم اسرائیل با حمایت و پشتیبانی آمریکا، چه تعداد کودک را در سرزمین فلسطین تحت اذیت و آزار قرار میدهند، آماده کنید. پس از گفتگو با کودکان در مورد جنایتهای رژیم اسرائیل و آمریکا، کودکان را به حیاط دبستان ببرید تا راهپیمایی کنند و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهند.