درس 11 - سوره ناس

به نام خداجون مهربون

هدف کلی: انس با قرآن و آشنایی با سوره ناس

اهداف جزئی:

  • آشنایی با قرآن و احترام گذاشتن به آن
  • آشنایی با سوره ناس و مفاهیم آن
  • دوری کردن از رفتارها و گفتارهای بد
  • گسترش گنجینه واژگان
  • شرکت در بحث و گفت‌وگوهای کلاسی
  • تقویت هوش موسیقایی
آغاز سخن با نام خدا و هم‌خوانی سوره ناس
عادت چله (بوسیدن دست پدر و مادر)

   از نوآموزان بپرسید هنگامی‌که دست پدر و مادر خود را می‌بوسید، چه احساسی دارید؟ از آن‌ها بخواهید احساس خود را توصیف کنند.

فعالیت 1: کتاب کودک

تصویرخوانی و تفکر: به کودکان بگویید به تصویر نگاه کنند و بگویند در تصویر چه می‌بینند؟ چه کسی داخل چاله افتاده است؟ چه فکرهایی در ذهن لاکو آمده است؟ پس از بیان نظرات، از آنان بخواهید با گفت‌وگو با دوستان خود یک داستان کوچک برای این صفحه تعریف کنند.

دست‌ورزی و رنگ‌آمیزی: نظر آن‌ها را به پایین صفحه جلب نمایید. برای آن‌ها توضیح دهید که پشمک داخل چاله افتاده است و لاکو می‌تواند یکی از این دو کار را بکند: یا کنارش بایستد و به او بخندد، یا کمکش کند و پشمک را از چاله در بیاورد. به نظر شما لاکو چه کار می‌کند؟ از آنان بخواهید کار درست را رنگ کنند.

فعالیت 2: داستان «فکرهای خط خطی»

مربی محترم! داستان زیر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.

به نام خداجون مهربون

لاکو توی راه لانه‌شان روبی کوچولو را دید که داشت یک چاله می‌کند. چاله‌اش درست وسط راه بود. لاکو به او نزدیک شد و پرسید: «داری چه کار می‌کنی؟»

روبی به چاله‌اش نگاه کرد و پرسید: «مگر معلوم نیست؟»

لاکو گفت: «هست اما برای چی هستش معلوم نیست.»

روبی کوچولو سیبیل‌هایش را تاب داد و گفت: «آهان! خب این یک چاله‌ی خنده است.»

لاکو زودی پرسید: «چاله‌ی خنده دیگر چی‌چی است؟»

روبی چند تا شاخه‌ی خشک روی چاله‌اش گذاشت. آن‌وقت روی آن را پر از برگ‌ کرد و گفت: «بیا این‌جا تا خودت ببینی. الان موقع رد شدن پشمک از این‌جاست.» بعد لاکو را برد پشت درخت و گفت: «هیس!».

کمی گذشت. پشمک داشت بپر بپر می‌کرد و از آن‌جا رد می‌شد. یک‌هو تالاپی افتاد توی چاله. آخ و اوخ بلندی گفت.

لاکو داشت می‌رفت کمکش که روبی دستش را گرفت و گفت: «صبرکن! هنوز قسمت خنده‌‌دارش مانده.» و آرام گفت: «حقش است.»

لاکو با چشم‌های گرد شده پرسید: «خب چرا؟!»

روبی زودی گفت: «خب چون که گوش‌های او دراز و قشنگ است اما گوش‌های من نه.»

پشمک داشت بپر بپر می‌کرد تا از توی چاله بیرون بیاید. گوش‌هایش از آن جا بیرون می‌آمد و دوباره می‌رفت تو.

روبی با خنده گفت: «چاله را ببین گوش درآورده!» و بلندتر خندید.

لاکو به چاله‌ی خنده نگاه کرد. دوستش پشمک داشت بلند بلند کمک می‌خواست. روبی شکمش را گرفته بود و غش‌غش می‌خندید. لاکو دوباره می‌خواست برود کمک پشمک. اما باز هم روبی کوچولو گفت: «صبرکن! به جای کمک تو هم یک فکر خنده‌دار بکن؟»

لاکو با تعجب پرسید: «کی؟ من؟»

روبی گفت: «آره دیگه! یک فکر باحال بکن تا حسابی بخندیم.»

لاکو یک کوچولو فکر کرد. چیزی به فکرش نرسید. چند کوچولو بیشتر هم فکر کرد تا این‌که دو سه تا فکر خنده‌دار توی سرش آمد. اما یک‌هو یاد حرف بابالاکی افتاد: «هیچ‌وقت فکرهای خط‌خطی نکن. فکرهای خط‌خطی یعنی فکرهایی که خدا دوستشان ندارد.»

لاکو یادش آمد که پرسیده بود: «اگر از این جور فکرها به سرم آمد چی؟»

و یادش آمد که بابالاکی گفته بود این‌موقع‌ها باید به خدا پناه ببری. یعنی از خدا بخواهی تا فکرهای خط‌خطی‌ات را از توی سرت پاک کند. بابالاکی این را هم گفته بود که وقتی از خدا کمک بخواهی او حتما کمکت می‌کند تا کار درست را انجام بدهی.

پشمک هنوز داشت بپر بپر می‌کرد و کمک می‌خواست. روبی همان‌طور که می‌خندید پرسید: «چی شد؟ فکر خنده‌دار کردی؟»

لاکو اخم کرد و گفت: «به جای فکر خنده‌دار می‌خواهم به پشمک کمک کنم.»

بعد به آسمان نگاه کرد و توی دلش گفت: «خدای فکرهای قشنگ! کمکم کن تا فکرهای خط‌خطی از توی سرم پرواز کنند و بروند یک جای دور.» و یک ماچ‌ آبدار فرستاد سمت آسمان. آن‌موقع با عجله رفت تا به پشمک کمک کند.[1]

[1] . فرزانه فراهانی

فعالیت 3: بحث و گفتگو و همخوانی سوره «ناس»

نکته: می‌توانید فایل صوتی سوره ناس را از ابتدای این درس دانلود نموده و در کلاس پخش نمایید.

ابتدا به کودکان بگویید می‌خواهیم با هم یک سوره زیبا از قرآن را یاد بگیریم. نام این سوره «ناس» یعنی مردم است. به کودکان بگویید این سوره مثل یک دعای قشنگ است که خداوند به ما یاد داده تا همیشه در پناه او باشیم. ما در این سوره از خدا می‌خواهیم مواظب ما باشد. سپس سه آیه اول از سوره ناس را با کودکان هم‌خوانی کنید.

حالا از کودکان بپرسید به نظرشان ما باید از چه چیزهایی محافظت شویم؟ (خطرات، بیماری‌ها، دشمنی‌ها و …) در تکمیل صحبت‌ها بگویید: گاهی یک صدای کوچک به ما می‌گوید کارهایی که خوب نیستند را انجام دهیم. به این صدا می‌گویند: «وسوسه». آیا تابه‌حال این صدا به شما گفته چه کارهایی انجام دهید؟ (با دوستت قهر باش، به وسایل دوستت بدون اجازه دست بزن، سر خواهر و برادرت داد بزن و…) حالا سه آیه دیگر از سوره ناس را هم با کودکان هم‌خوانی کنید.

به نظر شما چه کسی می‌تواند به ما کمک کند تا به این صدای کوچک گوش ندهیم؟ (خدای مهربان) چطوری می‌توانیم از خدا بخواهیم تا کمک مان کند؟ یکی از راه‌ها، خواندن سوره ناس است. حالا یک بار دیگر، تمام سوره ناس را برای کودکان پخش نمایید.

فعالیت پیشنهادی: شعر

شعر زیر را برای کودکان بخوانید یا پس از نصب سوپر اپلیکیشن دانابان، با رفتن به این فعالیت، فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.

تو کله‌ی پرپری

یه فکری وول می‌زنه

 

فکره با این وول وولاش

هی اونو گول می‌زنه

 

می‌گه یه کار بد کن

کارهای بد دوست داری؟

 

تو دنیا نیست بهتر از

کارهای بد، هیچ کاری!

 

اما دل پرپری

کارهای بد نمی خواد

 

چون که خدا همیشه

کارهای خوب یادش داد

 

به وول وولای فکری

می‌گه برید از سرم

 

با کارهای خیلی خوب

من همیشه بهترم

 

دیدی که گول نخوردم

بیخودی زحمت نکش

 

فکر بدش می‌پره

خنده می آد رو نوکش[1]

[1] . زهرا موسوی

[dflip id="8705"][/dflip]