درس 14 - ناخن گرفتن

به نام خداجون مهربون

هدف کلی: آشنایی با آداب‌ورسوم و مناسبت‌های دینی

اهداف جزئی:

  • شرکت در بحث و گفت‌وگوهای کلاسی و پاسخ دادن به سؤالات
  • الگو یابی و تشخیص توالی و ترتیب
  • بیان و خلق داستان
  • تقویت دقت و توجه
  • پرورش هوش کلامی–زبانی (Verbal / Linguistic)
  • دست‌ورزی و تقویت عضلات دست
آغاز سخن با نام خدا و هم‌خوانی سوره توحید

و توضیح حدیث «النظافة من الإیمان»

عادت چله (زود خوابیدن)

سوالاتی مربوط به فواید زود خوابیدن مطرح کنید و بپرسید: چه کسانی دیشب به‌موقع خوابیدند؟ از نوآموزان بخواهید با دست زدن، کسانی که به‌موقع خوابیدند را تشویق کنند.

فعالیت 1: کتاب کودک

تصویرخوانی و تفکر: از کودکان بخواهید به تصویر دقت کنند و بگویند چه چیزی از این صفحه متوجه می‌شوند. از آن‌ها بخواهید به تمام جزئیات صفحه دقت کنند و اجازه دهید کودکان آزادانه نظراتشان را بیان کنند. بچه‌ها در حال انجام چه کاری هستند؟ به نظر آن‌ها چرا فندق ناراحت است؟

آشنایی با شکل هندسی دایره: ابتدا شکل هندسی گردی (دایره) را خارج از کتاب با کودکان کار کنید. از چیزهای گردی که داخل کلاس در اختیار دارید استفاده کنید. برایشان مثال بزنید و از آن‌ها بخواهید داخل دفترنقاشی خود، چند دایره بکشند. سپس، توجه‌شان را به میز داخل تصویر جلب نمایید. از آنان بخواهید در تصویر، روی میز، دور چیزهایی که گرد هستند خط بکشند (کلاف کاموایی و دکمه‌ها) سپس نقطه‌چین گردی‌های پایین صفحه را به هم وصل کنند و دو دایره تشکیل دهند.

نقاشی: در پایان داخل دایره‌های پایین صفحه، دو چیز که شکل گرد دارند نقاشی کنند. (مانند توپ و سیب)

فعالیت 2: داستان «ای فندق حواس پرت»

مربی محترم! داستان زیر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را برای کودکان پخش نمایید.

به نام خداجون مهربون

زنگ نقاشی تمام شده بود. نوبت کاردستی بود. خانم مرغه پرسید: «بچه‌ها وسایل‌ برای کاردستی آوردین؟»

بچه‌ها «بله»ی بلندی گفتند. کمی بعد روی میز‌هایشان پر شد از کاغذ‌رنگی، چسب، دکمه، تکه پارچه، نخ و هر چیزی که بشود با آن کاردستی درست کرد. اما روی میز فندق خالی بود. آخه صبح آن‌ها را کنار درخت بلوط جا گذاشته بود. همان درختی که هر صبح از آن بالا می‌رفت و آسمان را نگاه می‌کرد.

فندق نگاهی به دوستانش کرد. به وسایل‌شان. یک‌هو نگران شد. نگران که نکند خانم مرغه دعوایش کند. بعد هم دوستانش غش‌غش به او بخندند!

فندق از این فکرها ترسید. دلش لرزید. ناخن‌هایش را کرد توی دهانش و خِرت‌خِرت جوید. این عادت فندق بود. هر وقت که از چیزی نگران می‌شد این کار را می‌کرد.

بچه‌ها داشتند کاردستی درست می‌کردند. فندق اما نه! او مشغول جویدن ناخن‌هایش بود. خانم مرغه او را دید. آمد و نشست کنارش. پرسید: «خوبی فندق؟»

فندق زودی دستش را از دهانش بیرون آورد و زیر دُمش قایم کرد.

خانم مرغه به میز خالی فندق نگاه کرد و پرسید: «وسایل نیاوردی؟»

فندق اوهوم اوهوم کرد و دوباره ناخنش را جوید. منتظر ماند تا خانم مرغه بگوید: «ای فندق حواس پرت!»

اما خانم مرغه این را نگفت. به جایش بلند گفت: «بچه‌ها! کی حاضره به فندق وسیله بده؟»

فندق هنوز داشت ناخن می‌جوید. این‌بار منتظر بود دوستانش به او بخندند و بگویند: «ای فندق حواس پرت!» و هیچ چیزشان را به او ندهند. اما دوستانش این را نگفتند. به جایش بلند گفتند: «من خانم!»

آن‌وقت هر کدامشان یک چیزی برایش آورد. نازپری چند تا دکمه‌ی رنگی آورد، پرپری یک چسب، فیلو کمی تکه پارچه و پیشو هم یک کاموای قلقلی.

فندق دستش را از توی دهانش بیرون آورد و گفت: «مَ…مم…نون.»

خانم مرغه آرام توی گوشش پرسید: «بهتر نیست به جای ناخن جویدن، چیزهای خوشمزه‌تری بجوی؟» و رفت تا به بقیه بچه‌ها هم سر بزند.

فندق با خودش فکرکرد چه چیزهای خوشمزه‌ای برای جویدن وجود دارد. یک‌هو یاد گردوهایش افتاد. یاد گردوهای گردالی توی کیفش. و یک فکر بکر به سرش زد.

به جای ناخن، گردوهایش را خرت‌خرت جوید. بعد پوست گردوها را با قلم‌موی زرد، رنگ‌کرد و یک خورشید گرد و قلمبه روی کاغذ درست کرد.

بچه‌ها با تعجب به کاردستی فندق نگاه کردند و گفتند: «چه قشنگ!»

فندق دُمش را تکان تکان داد و ذوق کرد. وسایل بچه‌ها را به آن‌ها پس داد و گفت: «مَ..مم…نون.»

و مغز گردوها را بین دوستانش تقسیم کرد.[1]

[1] . فرزانه فراهانی

فعالیت 3: بحث و گفتگو

پس از شنیدن داستان، سوالاتی از متن داستان بپرسید و اجازه دهید کودکان نتیجه‌گیری کنند؛

– بعد از اینکه خانم معلم فهمید فندق وسایل کاردستی نیاورده، به او چه گفت؟

– دوستان فندق وقتی فهمیدند او لوازم کاردستی ندارد، چه کردند؟

– فندق تصمیم گرفت به جای ناخن جویدن چه کار کند؟

سپس در مورد اهمیت بهداشت و لزوم کوتاه نگه داشتن ناخن‌ها با آن‌ها گفت‌وگو کنید.

همچنین به این روایت از امام باقر (ع) اشاره کنید که می‌فرمایند: «ناخن‌ها را کوتاه کنید؛ چرا که استراحت‌گاه شیطان (آلودگی) است»[1].

[1] . «إنّما قَصُّ الأظفارِ لأنّها مَقِيلُ الشَّيطانِ، ومِنهُ يَكونُ النِّسيانُ»؛ مفاتیح الحیات، آیت الله جوادی آملی، ش 1396، ح118)

فعالیت پیشنهادی: بازی

از کودکان بخواهید تا با استفاده از خمیربازی، برای انگشتان یک دستشان ناخن‌های بزرگ درست کنند. سپس هر دو دست خود را باهم مقایسه کنند و ببینند کدام دست زیباتر و تمیزتر است.

[dflip id="8705"][/dflip]