درس 7 - کودکان تک‌والد

به نام خداجون مهربون

اهدف کلی: آموزش و تسهیل پذیرش شرایط، به کودک تک‌والد

اهداف جزئی:

  • احترام گذاشتن به پدر و مادر در هر شرایطی (احترام گذاشتن به پدر یا مادری که فوت‌شده و یا جدا شده‌اند)
  • درک متقابل هم‌سالان نسبت به کودکان تک‌والد
  • شرکت در بحث و گفت‌وگوهای کلاسی و پاسخ به سؤالات
  • گسترش گنجینه واژگان
  • ارتقای توانایی تفکر منطقی، حل مسئله و تصمیم‌گیری
  • ساختن کاردستی و رنگ‌آمیزی
آغاز سخن با نام خدا و هم‌خوانی سوره ناس
عادت چله

از نوآموزان بپرسید کدام‌یک از شما، هرروز مطابق قانون‌هایی که یاد گرفته‌ایم به پدر و مادر خود احترام می‌گذارد و برای تشکر از آن‌ها دست‌هایشان را می‌بوسد؟

مرورها بر اساس منحنی فراموشی

برای مرور درس‌های گذشته، سؤالات ذیل را از نوآموزان بپرسید:

  • درس 33 جلد اول: کدام‌یک از ورزش‌های محلی یا باستانی را می‌شناسید؟ آن‌ها را نام ببرید. فیلو چه کارهایی انجام داده بود که دیگران به او، «فیلوی شجاع»، «فیلوی مهربان» می‌گفتند؟
  • درس 4: چطور به مامان و بابای خود احترام می‌گذارید؟ اگر بخواهید وارد اتاق والدینتان شوید و یا از وسایل شخصی آن‌ها استفاده کنید، چه کارهایی انجام می‌دهید؟
  • درس 6: شما برای انجام چه‌ کارهایی به پدر و مادر خود چشم می‌گویید؟

 

فعالیت 1: کتاب کودک

تصویرخوانی و تفکر:

از نوآموزان بخواهید به‌دقت به تصویر نگاه کنند. از آن‌ها بخواهید در مورد اینکه فیلو و مامان فیلا مشغول چه‌کاری هستند، در گروه‌های خود صحبت کنند.

ترکیب رنگ‌ها (زرد+آبی= سبز) (مرور درس 6): از کودکان بخواهید یک کابینت را آبی، یک کابینت را زرد و کابینت وسط را با ترکیب رنگ آبی و زرد، سبز کنند.

آشنایی با کلمات هم‌آغاز «ب» و مرور عدد 4 (درس 4): توجه کودکان را به کادرهایی که در چهار گوشه تصویر جلب کنید و از آن‌ها بخواهید ببینند چه‌چیزی داخل هر کادر مخفی شده است. آن‌ها را پیدا کرده و به خودشان در تصویر وصل نمایند.

کلماتی که هم‌آغاز «ب» است را تکرار کنید تا نوآموزان به‌دقت گوش دهند و بتوانند صدای اول را تشخیص دهند (مانند: بادام، بالن، بادبادک، باد، باران، بام، بادبان). سپس، از آنان بخواهید، نام تصاویری که در 4 گوشه تصویر پیدا کرده‌اند را بلند بگویند و هرکدام که هم‌آغاز «ب» هست را رنگ کرده (بادام – بادکنک – بادمجان) در تصویر بشمارند و به تعدادشان، از مربع‌ها رنگ بزنند.

 

فعالیت 2: داستان « نقشه‌ی پُفی‌حُبابی»

خانم قدی به هرکدام از بچه‌ها یک کاغذ داد. روی آن نوشته شده بود:

فردا جشنواره‌ی غذای سالم داریم. لطفاً همراه بچه‌ها غذای مورد علاقه‌شان را بگذارید.

با تشکر: خانم قدی

پیشو پرسید: «این تو چی نوشته؟»

خانم قدی از روی کاغذ خواند و گفت: «خودتون هم می‌تونید به مامان‌ باباها کمک کنید!»

بچه‌ها شروع کردند به حرف زدن.

پیشو زبانش را دور دهانش کشید و گفت: «ماهی سوخاری‌ مامان من حرف نداره اما کباب‌های بابام از اون هم بهتره.»

لاکو خیلی آرام گفت: «من می‌خوام با مامان و بابام سالاد کاهو درست کنم. بابا اسمش رو گذاشته سالاد قاتی‌پاتی!»

پرپری و نازپری با هم گفتند: «ما هم دانه‌ی بوداده میاریم.»

ببعی، فندق و پوپک هم هرکدام چیزی گفتند. اما فیلو ساکت بود. پف کرده بود و چیزی نمی‌گفت.

خانم قدی پرسید: «چرا ساکتی فیلو؟»

فیلو باز هم چیزی نگفت.

پیشو به‌جای فیلو جواب داد: «خانم اجازه! فکر کنم باز یاد باباش افتاده.»

خانم قدی حرف را عوض کرد و گفت: «دفترهای نقاشی روی میز.»

بچه‌ها شروع کردند به نقاشی کشیدن. خانم قدی قدقداکنان رفت کنار فیلو نشست و پرسید: «دوست داری با هم حرف بزنیم؟»

فیلو گفت: «بله!» و زود حرفش را ادامه داد: «بابام رفته یک جای دور. نمی‌دنم کی برمی‌گرده!»

خانم قدی با مهربانی گفت: «نگران نباش فیلو جان. حتماً زود برمی‌گرده.»

فیلو آرام گفت: «دلم براش تنگ شده. برای بغل کردناش. برای پفیلاهایی که درست می‌کرد. برای حباب‌بازی کردناش و برای خیلی چیزهای دیگه‌ش.»

خانم قدی قدقدای یواشی کرد و راه رفت. از این‌طرف به آن‌طرف رفت و فکر کرد. آقا خروسه را صدا کرد و مشورت کرد.

آقا خروسه هم قوقولی‌کنان راه رفت و فکر کرد. تا اینکه با خوشحالی بالا پرید و گفت: «آهااااان! فهمیدم. یه نقشه‌ی پفی‌حبابی!»

ظهر مدرسه تعطیل شد. غروب از راه رسید. شب هم آمد و صبح شد. تا اینکه دوباره مدرسه باز شد.

فیلو مثل همیشه به‌موقع رسید اما مدرسه مثل همیشه نبود!

تا فیلو به کلاس وارد شد، همه‌ی بچه‌ها دورش حلقه زدند و چرخیدند. چرخیدند و آواز خواندند. آقا خروسه تندتند حباب درست ‌کرد و روی سرشان ‌پاشید. خانم قدی هم داشت ذرت پف می‌داد.

پفیلا‌ها تندتند پف می‌کردند و از توی ظرف می‌پریدند بیرون.

فیلو چشم‌هایش را مالید. خواب نبود. واقعی بود. خندید و پرید بالا تا حباب‌ها را بگیرد.

نقشه‌ی پفی‌حبابی آقا خروسه حرف نداشت. فیلو داشت مثل همه‌ی بچه‌ها می‌خندید و بازی می‌کرد. [1]

[1] فرزانه فراهانی

فعالیت 3: بحث و گفت‌وگو

در مورد کودکانی که ممکن است شرایط زندگی‌شان به‌شکلی باشد که با یکی از والدین زندگی می‌کنند، گفت‌وگو کنید. برای نوآموزان تشریح کنید که در هر شرایطی باید به پدر و مادر احترام بگذارند. سپس، با طرح سؤالاتی اجازه دهید کودکان برای چنین شرایطی راه‌حل و دلایل منطقی خود را بیان کنند:

به نظرتان چرا بعضی از بچه‌ها با مامان یا بابای خود زندگی می‌کنند؟

فکر می‌کنید اگر کودکی پدر یا مادر خود را از دست داده باشد و یا دور از آن‌ها زندگی کند، چگونه می‌تواند به آن‌ها احترام بگذارد؟

برای مطالعه مربیان!

مسئله تک‌والدی به سبب عوامل مختلفی همچون طلاق، فوت یا مهاجرت یکی از والدین، ایجاد و کودک مجبور به زندگی با یکی از والدین می‌شود. در این میان، مسئله طلاق به‌عنوان عامل اصلی در تک‌والدی شناخته می‌شود. متأسفانه به سبب مسائلی همچون رشد نرخ طلاق، آمار خانواده‌های تک‌والد، رو به افزایش است. به‌گونه‌ای که طبق گزارش مرکز آمار ایران، در فاصله بین دو سرشماری ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵، این آمار رشدی معادل ۱۹ درصد را تجربه کرده است. لازم به ذکر است که بیش از ۸۵ درصد این خانوارها، دارای سرپرست زن و تنها ۱۴ درصد خانوارها دارای سرپرست مرد بوده‌اند[1] و این بدان‌معناست که؛ بار اصلی خانواده‌های تک‌والد، بر دوش مادران سنگینی می‌کند. مسئله تک‌والدی می‌تواند آسیب‌های متعددی ازجمله آسیب‌های روحی، روانی، تربیتی و اجتماعی برای کودکان خانواده‌های تک‌والد ایجاد کند.

ازاین‌رو، شایسته است مربی ارجمند ضمن شناسایی این کودکان در کلاس، (به‌نحوی‌که سایر هم‌سالان متوجه این مسئله نشوند) تمهیدات لازم جهت درک متقابل شرایطِ ویژه این کودکان را فراهم و پذیرش موقعیت کنونی را برای ایشان تسهیل نماید.

توجه داشته باشید؛ هدف از این درس، پذیرش شرایط موجود و کاهش استرس در کودکان خانواده‌های تک‌والد است و این درس صرفاً آغازی است برای توجه ویژه‌تر مربیان به این مسئله که شایسته است با برنامه‌ریزی دقیق در این مسیر قدم برداشته شود.

[1] تارنمای مرکز ملی آمار ایران، 29/03/1397: https://www.amar.org.ir/news/ID/5529

فعالیت 4: کاردستی با سنگ‌های کوچک و ریز

از نوآموزان بخواهید که؛ سنگ‌های ریز و سبک را از پیرامون محل زندگی، پارک و… جمع کنند و به کلاس بیاورند و با آن‌ها اعضای خانواده خود را بسازند. سنگ‌ها یکی‌یکی با چسب مایع روی یک مقوای A4 چسبانده می‌شود. برای زیباترشدن کاردستی‌شان، می‌توانند سنگ‌های خود را قبل از چسباندن، رنگ کنند.

فیلم اول (ایده کاردستی با سنگ):

فیلم دوم (ایده کاردستی با سنگ):

داستان پیشنهادی : داستان «من و مامان‌فیلا»

من فیلو هستم و با مامان‌فیلا در خانه قشنگمان زندگی می‌کنم. گاهی دلم برای بابافیلا تنگ می‌شود؛ اما می‌دانم رفته یک جای دور و دیگر پیش ما برنمی‌گردد. بابافیلا یک آتش‌نشان بود.

مامان‌فیلا خیلی مهربان است. او هرروز مرا به مدرسه می‌برد. در راه مدرسه با هم مسابقه دُم‌خشکانک می‌گذاریم. هرکسی بتواند موقع راه رفتن، دُمش را بی‌حرکت نگه دارد، برنده است. من همیشه برنده می‌شوم!

وقتی مدرسه تمام می‌شود، مامان‌فیلا دنبالم می‌آید. همکلاسی‌ها بعضی وقت‌ها همراه باباها، به خانه می‌روند و بعضی وقت‌ها هم با مامان‌ها؛ اما من همیشه با مامان‌فیلا می‌روم خانه. مامان‌فیلا، بهترین مامانِ دنیاست!

وقتی می‌رسیم خانه، ناهار می‌خوریم و یک عالمه بازی می‌کنیم. بازی‌هایی مثل آب‌پاش‌بازی و پاکوب‌کوبی.

روزهایی که جشن «باباها و بچه‌ها» برگزار می‌شود، من و مامان‌فیلا به دریاچه می‌رویم و در جشن «مامان‌ها و پسرها» شرکت می‌کنیم. یک جشن دونفره که فقط خودمان آن را بلدیم. یک عالمه خوراکی مقوی می‌خوریم. یک عالمه بازی می‌کنیم و من برای مامان لطیفه تعریف می‌کنم و او را می‌خندانم.

دوستانم با مامان و بابایشان می‌روند مسافرت؛ اما من و مامان‌فیلا دوتایی می‌رویم سفر.

دوستانم با مامان و بابایشان به رستوران می‌روند؛ اما من و مامان‌فیلا دوتایی غذا می‌خوریم.

دوستانم با مامان و بابایشان به جشن «خانواده‌های جنگلی» می‌آیند؛ اما من و مامان‌فیلا با خانواده دونفره‌مان در جشن شرکت می‌کنیم.

البته دوستانم خیلی مهربان و مؤدب‌اند و هیچ‌وقت از من نمی‌پرسند «چرا بابایت نیامده؟». هیچ‌وقت نمی‌گویند «چرا تو بابا نداری؟». چون دوست ندارند ناراحتم کنند.

وقتی جشن تمام می‌شود، مامان‌فیلا و بقیه مامان‌ها دور هم می‌نشینند و حرف می‌زنند. من و پرپری و نازپری و بقیه دوستانم هم می‌رویم بازی. مامان‌ها برای‌مان دست تکان می‌دهند. ما هم برای‌شان دست تکان می‌دهیم و بوس می‌فرستیم.

بابافیلا پیش ما نیست، اما مامان‌فیلا خیلی خیلی خیلی دوستم دارد و همیشه مراقبم است. درست مثل دوستانم که مواظب‌اند ناراحتم نکنند. درست مثل بابافیلا که از راه خیلی‌خیلی دور، برایم دعا می‌کند.

مامان‌فیلا بهترین مامان دنیاست و دوستانم هم بهترین دوستان دنیا!

فعالیت پیشنهادی:

از کودکان بپرسید، فیلو با مامانش چه بازی‌هایی انجام می‌دادند، نام ببرید (پاکوب‌کوبی، دم‌خشکانک). و از آن‌ها بخواهید تا بگویند به نظرشان این بازی‌ها چگونه‌اند و آن را انجام دهند.