درس 23 - ولادت امام رضا (ع)

به نام خداجون مهربون

تاریخ: 11 ماه ذی القعده

هدف کلی: گرامی‌داشت مناسبت‌های مذهبی

اهداف جزئی:

  • آشنایی با شخصیت امام رضا (ع) و ولادت ایشان
  • تقویت باورهای مذهبی
  • دست‌ورزی
  • گسترش گنجینۀ واژگان
فعالیت 1: کتاب کودک

تصویرخوانی و تفکر: از کودکان بخواهید به تصویر دقت کنند. چه چیزهایی در این صفحه می‌بینند؟ آیا اینجا را می‌شناسند؟ (حرم امام رضا)

بگرد و پیدا کن: حالا از نوآموزان بخواهید تا به قطعه پازل‌های پایین صفحه توجه نمایند. آن‌ها را در تصویر درس پیدا کرده و با خط به خودش وصل کنند.

دست‌ورزی و رنگ‌آمیزی: در پایان نیز قطعه پازل‌های پایین را مثل خودش رنگ بزنند.

فعالیت 2: داستان «خادم کوچولوها»

 مربی محترم! داستان زیر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.

به نام خداجون مهربون

– بچه‌ها آماده‌اید؟

نازپری و پرپری کوله‌پشتی‌هایشان را انداختند و با هم گفتند: «بلللله!» و پشت سر بابا و مامان پرواز کردند.

آسمان پر بود از ابرهای پشمکی تپل مپل. پرپری پرید روی یکی از ابرها و به نازپری گفت: «تو هم بیا. خیلی کیف می‌ده!»

بابا گفت: «راه دوره. بازیگوشی نکنید.»

و زودی به راهشان ادامه دادند. یک ریزه گذشت. از روی یک دشت گذشتند. دو ریزه گذشت. از روی یک تپه گذشتند. چند ریزه دیگر هم گذشت. از روی چند روستا هم گذشتند.

ابرهای پشمکی توی راه جا ماندند. آسمان صاف و آفتابی شد.

بابا روی شاخه‌های یک درخت نشست و گفت: «یک کم استراحت کنیم!»

مامان از دور به گنبد طلایی امام رضا (ع) سلام داد و گفت: «دیگه چیزی نمونده.»

نازپری هم به گنبد نگاه کرد و گفت: «آخ جانمی جان! امسال می‌خواهم همه جای حرم را یاد بگیرم.»

بابا گفت: «حرم امام رضا خیلی بزرگ است. باید مراقب باشید گم نشوید.» و رو به گنبد طلایی سلام داد و گفت: «مخصوصا امروز که تولد امام رضاست و حسابی شلوغ.»

پرپری نوک‌نوک خندید و گفت: «مسیر ما هواییه بابا! خلوته!!» بابا گفت: «امروز آسمان حرم هم شلوغ است!»

کمی بعد به حرم رسیدند. نور خورشید به گنبدطلایی تابیده بود. یک دسته کبوتر داشتند دور گنبد می‌چرخیدند و زیارت می‌کردند. نازپری گفت: «اوووووه! چقدر کبوتر!!» و همگی پشت سر آن‌ها پرواز کردند.

کمی بعد زیارتشان تمام شد. نشستند لب یک حوض. نسیم خنکی وزید و خستگی‌شان را بُرد.

نازپری پرسید: «کی برویم حرم را ببینیم؟» مامان گفت: «می‌ترسم گم شوید.»

همان‌موقع یک کبوتر کنارشان نشست که گردنبندی دور گردنش داشت. کبوتر گفت: «سلام! خوش آمدید. من خادم حرم هستم. کمکی اگر خواستید در خدمتم.»

پرپری زودی سلام کرد و پرسید: «می‌شود همه‌ی جای حرم را به ما یاد بدهید؟»

کبوتر خادم بالش را روی چشمش گذاشت و گفت: «به روی چشم!»

پرپری و نازپری تندی اجازه‌شان را گرفتند و با کبوتر خادم راه افتادند.

کمی که پر زدند، به در ورودی رسیدند. پرپری پرید روی لوستر بزرگی نشست. نازپری و کبوتر خادم هم کنارش نشستند.

بعد بالشان را روی قلبشان گذاشتند و دعا کردند. دور ضریح پر از آدم‌هایی بود که داشتند با امام حرف می‌زدند. نازپری پرسید: «چرا همه این‌قدر امام را دوست دارند؟»

کبوتر خادم گفت: «از بس که ایشان مهربانند و مراقب همه هستند.»

پرپری پرسید: «مگر امام ما را می‌بیند که مراقبمان است؟»

کبوتر خادم گفت: «بله که می‌بیند! این که ما ایشان را نمی‌بینیم دلیل نمی‌شود که امام ما را نبیند.»

نازپری به دور و برش نگاه کرد و گفت: «مثل فرشته‌ها که این‌جا پرواز می‌‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم.»

کبوتر خادم سرش را تکان داد و گفت: «درسته!»

پرپری گفت: «آهاااان! پس برای همین بابا گفت؛ امروز مسیر هوایی هم شلوغ است!!»

کبوتر خادم نوک‌خندی زد و گفت: «بله! همین‌طوره.» و پرسید: «موافقید برویم جاهای دیگر را هم ببینیم؟»

بچه‌ها با هم بله گفتند.

آن روز همه‌ی حیاط‌ها، حوض‌ها،کاشی‌ها، آینه‌ها و لوسترهای حرم را دیدند. وقتی کبوتر خادم بچه‌ها را پیش مامان و بابایشان برگرداند گفت: «حالا دیگر همه‌ جای حرم را بلدید.» بعد از توی کیفش دو تا گردن‌بند بیرون آورد و دور گردنشان انداخت. شبیه همان که خودش داشت: «از این به بعد شما هم خادم‌های حرم هستید.»

مامان و بابا با خوشحالی به خادم‌کوچولوهایشان نگاه کردند و گفتند: «از این بهتر نمی‌شود!»[1]

[1] . فرزانه فراهانی

فعالیت 3: کاردستی «تاج امام رضایی»

وسایل مورد نیاز: یک عدد مقوای زرد رنگ در ابعاد 10 در 10 سانتی متر، یک عدد مقوای نواری باریک در ابعاد 5 در 20 سانتی متر، کاغذ، چسب، قیچی، مداد رنگی و وسایل تزیینی.

نحوه اجراء: مقوای زردرنگ را از وسط تا کنید. در قسمت تا خورده، نیمی از تصویر گنبد امام رضا را بکشید طوری که با قیچی کردن مقوا، تصویر کامل گنبد درست شود. از کودکان بخواهید تا مقوا را طبق تصویر گنبد، برش بزنند. پس از اینکه تصویر گنبد کاملا از مقوای زرد رنگ خارج شد، آن را روی نوار باریک بچسبانند. حالا تاج زیبای شما آماده است و می‌توانید آن را روی سر نوآموزان بگذارید.

جهت زیباتر شدن، می‌توانید روی گنبد عباراتی مثل «یا ضامن آهو» بنویسید و با خرده کاغذ یا اکلیل، آن را تزئین نمایید.

فعالیت پیشنهادی: نقاشی

از کودکان بخواهید تا بعد از شنیدن داستان یک نقاشی زیبا از آن بکشند.

[dflip id="8705"][/dflip]