هدف کلی: آشنایی با گوش و حس شنوایی
اهداف جزئی:
- شناخت نعمتهای خدا و تشکّر از لطف و مهربانی او
- آشنایی با گوش و نحوه مراقبت از آن
- توجه و دقت به صداهای اول کلمات
- تقویت هوش شنیداری (آوا ورزی)
- تقویت خلاقیت و تفکر
- تقویت دست ورزی

از کودکان سؤال کنید، به نظر شما چه کسانی میتوانند سر کلاس سرحال باشند و از کلاس لذت ببرند؟ گلهای من اگر شبها زود بخوابید روزها سرحال و شاداب هستید.

- درس 6: ابتدا از کودکان بپرسید: کدامیک از شما یادش هست که قوانین کلاس چه چیزهایی بودند؟ چرا نباید بین صحبتهای دیگران حرف بزنیم؟ و سؤالاتی ازایندست.
- مرور درس 8 و برخی مفاهیم درس 6 در ادامه فعالیتها گنجانده شده است.
تصویر خوانی و تفکر: ابتدا از کودکان بخواهید تا به تصاویر خوب دقت کنند. از آنها بپرسید چه کسانی را در تصویر میبینند؟ به نظرشان این تصویر چه ماجرایی دارد؟ از آنها بخواهید تصویر بالایی را نشان دهند. با پرسیدن سؤالاتی، کودک را وادار به تفکر کنید: به نظر شما پیشو و فیلو ناراحت هستند یا خوشحال؟ به نظرتان چرا ناراحت هستند؟ توجهشان را به پایین صفحه جلب نمایید: به نظر شما چه اتفاقی افتاده است؟ این افراد در حال چه کاری هستند؟
دستورزی: به پیشو و فیلو کمک کنند و با کشیدن یک خط از مسیر رودخانه، آنها را به آقا خروسه و بابا پری برسانند.
مرور مفهوم بالا و پایین (درس 6): به نوآموزان بگویید تا داخل رودخانه بگردند و 2 ماهی پیدا کنند. سپس ماهی بالایی را قرمز رنگ و ماهی پایینی را زرد رنگ کنند.
آشنایی با مفهوم مراقبت از گوش: ابتدا درمورد اهمیت مراقبت از گوش و راههای مراقبت از آن با کودکان صحبت کنند. بعد از بحث و گفتوگو در این مورد، توجه نوآموزان را به پایین صفحه جلب نمایید و از آنها بخواهید کنار کارهایی که به گوش آسیب میزند علامت * بزنند. (روباه چوب را در گوشش میکند و گرگ با صدای بلند آهنگ گوش میدهد)
صوت شماره 1:
صوت شماره 2:
نکته: میتوانید داستان را برای نوآموزان بخوانید یا ، فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.
پشمک ایستاد، گوشهایش را تیز کرد و گفت: «صدای چیه؟».
فیلو و پیشو ایستادند. فیلو کمی گوش داد بعد گفت: «صدای خش خش برگ درختها و صدای باد»!
پیشو گفت: «میو میو! صدای آب و رودخانه با ماهیهای خوشمزه توی آن! صدای شالاپ شولوپ ماهیهای خوشمزه توی رودخانه»!
پشمک گفت:«ای شکمو! یک صدای دیگه»!
فیلو چشمهایش را بست، گوشهای بزرگش را بالا گرفت و گفت: «یک صدای جدید میشنوم! صدایی که تا حالا توی جنگل نبوده»!
پشمک گفت: «صدایی که میگه قان قان قان قِژ قِژ وِژ وژ»!
پیشو سر تکان داد و گفت: «یعنی صدای چیه؟»
فیلو گفت: «نمیدانم ولی یک کم ترسناکه»!
پیشو گفت: «برویم ببینیم صدای چیه؟».
پشمک و فیلو سر تکان دادند و راه افتادند. چند قدم یک بار ایستادند و به صدا گوش دادند، صدا نزدیکتر و ترسناکتر شد. حالا صدای جدیدی هم میآمد؛ صدای پچپچ چند نفر!
پیشو گفت:«میو! میو! این که صدای آدمهاست»!
فیلو گفت: «آدمها؟ برای چی آمدهاند جنگل؟».
پشمک جایی را با دست نشان داد: «آنجا را ببینید! حتی یک دانه درخت هم نیست»! بچهها قسمتی از جنگل را دیدند که هیچ درختی نداشت و یک طرف دیگر یک عالمِ تنهی درخت که روی هم چیده شده بود.
فیلو با عصبانیت گفت: «میخواهند جنگل ما را خراب کنند!». بچهها جلوتر رفتند. آنقدر جلو که نزدیک صدا شدند. صدا از یک وسیلهی ترسناک بود. یک اَرّه که آدمها داشتند با آن درختها را قطع میکردند.
پشمک با ناراحتی گفت:«اوه اوه! جنگل بیدرخت که جنگل نیست!».
فیلو پایش را به زمین کوبید و گفت:«حق ندارند این کار را بکنند!».
پیشو پنجولهایش را نشان داد و گفت:«باید ادب بشوند!».
پشمک پرسید: «چجوری خب؟!».
فیلو گفت: «باید برویم کمک بیاوریم».
خیلی زود سه تایی به طرف جنگل دویدند. دویدند و باز هم دویدند.
نفسنفس زدند و همهچیز را برای اهالی جنگل تعریف کردند. همهی چیزهایی که دیده و شنیده بودند.
بعد همگی با هم فکر کردند و نقشه کشیدند.
هوا داشت تاریک میشد. وقت اجرای نقشه!
همهی اهالی، سلاح به دست راه افتادند. هر چیزی که توی لانههایشان داشتند. قابلمه، چنگال، چکش و هرچیزی که دم دستشان بود.
آقا خروسه پشت درخت قایم شد. سوت قوقولیاش را زد و پرسید: «آماده؟!».
همه با هم گفتند: «آماده!» و شروع کردند به سر و صدا.
تقتق! کوپ کوپ! قورومب قورومب! جیغجیغ!
آدمها با شنیدن صدا، بید بید لرزیدند و گفتند: «ای وای! هیولای جنگل». و تند تند دویدند و رفتند.
خیلی زود صدای قاهقاه خنده توی جنگل پیچید.[1]
برای درک عمیقتر داستان، سؤالاتی از کودکان بپرسید: چه کسی زودتر از همه صدای عجیب را شنید؟ حیوانات چه طوری آدمهای خرابکار را از جنگل بیرون کردند؟ برای مراقبت از گوشهایمان چه کارهایی باید انجام دهیم؟ ما برای انجام چه کارهایی از گوشهای خود استفاده میکنیم
[1] هاجر زمانی
ابتدا نوآموزان در یک صف میایستند به طوری که برای هر نفر خطی صاف ترسیم کردهاید و با گفتن جملات زیر، از آنها بخواهید راه بروند و به فرمانهایی که در جمله تاکید شده توجه کرده و آنها را بلند بخوانند و اجرا کنند.
- راه میرم و راه میرم / پنجهی پا راه میرم / پاشنهی پا راه میرم / چشم به جلو راه میرم / پاشنهی پا پنجهی پا راه میرم / با سر صاف، با شکم تو / با پای صاف راه میرم / راه میرم و راه میرم.
- یک، دو، سه / زنگ مدرسه / شد زنگ ورزش / تنبلی بسه / چهار، پنج، شیش / بچهها به پیش / هفت، هشت، نُه / نگاه ها جلو.
- بگیر تو بالا / سر و گردن را / پشتت رو صاف کن / به من نگاه کن / شادیم و سالم / شکر خدا کن.
- این دو تا دست مال منه / شکر خدا که سالمه / این دوتا پا مال منه / شکر خدا که سالمه.
مربی فایلهای صوتی مختلف مانند: موزیک آرام و تند، صدای قورباغه، اسب و… را به ترتیب پخش نماید و از کودکان بخواهد با شنیدن هر صدا دستها و حرکات بدن خود را تغییر دهند. کودکان باید با شنیدن موزیک آرام، به آرامی حرکت کنند و راه بروند و با شنیدن موزیک تند حرکات خود را تند نمایند.
نکته: فایلهای صوتی لازم، در رمزینه (کیوآر کد) ابتدای درس (در ذیل فعالیت سوم) قابل دسترسی است.
صداهای مختلف جهت پخش برای نوآموزان:

چند لیوان بلور یا استیل انتخاب نموده و در هر یک به مقدار نامساوی و متفاوت آب بریزید. سپس کودکان با مداد یا قاشق به آنها به آهستگی ضربه میزنند و انواع صداهای ریتمیک (موسیقی) را تولید میکنند. اجازه دهید کودکان تغییرات صدا را در لیوانهای مختلف به دقت مشاهده کنند. در پایان از آنها بخواهید مشاهدات خود را به همراه دلایل خود بیان کنند و در این زمینه با یکدیگر به گفتوگو بپردازند.
توجه داشته باشید هدف صرفاً مشاهدات و تجربیات کودک است، نَه آموزش علمی به کودک
فیلم آموزشی:
شیوه اجرا: والدین صداهای مختلفی از طبیعت یا حیوانات پخش نمایند و کودک باید تشخیص دهید که آن صدا چیست؟ سپس بتواند حرکات آن صدا را تقلید کند. مثال: با صدای قورباغه، صدا و حرکت آن را تقلید کند یا با شنیدن صدای باران تند تند حرکت کند و وانمود کند از باران فرار میکند.
روش بازی: تعداد 4 یا 5 عدد از ابزار و وسایل مختلف را مقابل کودکان قرار دهید و ازکودکان بخواهید تا نوبتی، وسایل را یکی یکی به ترتیب نام ببرند. در مرحله بعد، از کودکان بخواهید تا سرعت گفتن اسمها را بیشتر کنند و اسمها را پشت سر هم بگویند. این فرآیند را آنقدر تکرار کنید تا کودکان بتوانند اسمها را حتی بدون نگاه کردن به وسایل، بدون تپق و بدون مکث یکی یکی بگویند. میتوانید با تغییر وسیلهها، به بازی تنوع بدهید.
دقت کنید که بازی را با تعداد اندکی از وسایل شروع کنید و به تدریج بر تعداد وسایل بیافزایید. نقطه ی اوج بازی، هنگامی است که نیازی به چیدن وسایل نباشد و کودک بتواند با سرعت، بدون تپق زدن و بدون مکث، چندین کلمه دلخواه پشت سر هم بگوید.



