درس 17 - سوره عصر

به نام خداجون مهربون

هدف کلی: انس با قرآن و آشنایی با سوره عصر

اهداف جزئی:

  • ایجاد علاقه نسبت به قرآنی
  • گسترش گنجینۀ واژگان
  • شمارش تا عدد 8
  • تقویت هوش دیداری – فضایی
  • تقویت هوش جنبشی – حرکتی
  • شرکت در بحث و گفت‌وگوهای کلاسی
آغاز سخن با نام خدا و هم‌خوانی سوره عصر

مربی محترم! از امروز اول صبح، قبل از شروع درس صوت سوره مبارکه عصر را در کلاس پخش نمایید.

عادت چله (صبر)

برای کودکان درمورد مفهوم سوره عصر توضیح دهید و به آنان بگویید خدا در این سوره می‌گوید: همه انسان‌ها ضرر می‌کنند و چیزی که مال آن‌ها بوده را از دست می‌دهند، مگر کسانی که کار خوب می‌کنند، صبر داشته باشند و همدیگر را به صبر تشویق کنند.[1]

[1] . «إنَّ الإنسانَ لَفی خُسرٍ * إلّا الَّذینَ آمنوا و تَواصَوا بالحَقٍّ و تَواصَوا بالصًّبرِ» / سوره عصر، آیه 2 و 3.

فعالیت 1: کتاب کودک

تصویرخوانی و تفکر: از کودکان بخواهید به تصویر دقت کنند و بگویند: بی‌بی گلاب چه کاری انجام می‌دهد؟ کودکان چه می‌کنند؟

بگرد و پیدا کن و مفهوم عدد 8: از آن‌ها بخواهید به هاله‌هایی که در کادر پایین صفحه وجود دارد دقت کنند؛ هاله‌ها را در صفحه پیدا کنند و بشمارند و به تعداد هر کدام، در کادر زیرشان خط صاف بکشند.

رنگ‌آمیزی: هاله‌ها را هم به سلیقۀ خودشان رنگ بزنند.

تناظر یک به یک: در پایان، از نوآموزان بخواهید خوب به تصویر دقت کنند و برای بچه‌هایی که قرآن ندارند، قرآن و رحل بکشند (دختر سمت چپ و دختر سمت راست)

فعالیت 2: داستان «کلبه بی‌بی گلاب»

مربی محترم! داستان زیر را برای کودکان بخوانید یا فایل صوتی آن را در کلاس پخش نمایید.

به نام خداجون مهربون

غروب بود. خورشید پرتقالی شده بود. نازپری و پرپری نشسته بودند روی شاخه‌ی درخت لانه‌شان. پرپری به کلبه‌ای که آن‌طرف درخت‌ها بود اشاره کرد و پرسید: «تا آن‌جا مسابقه بدهیم؟»

نازپری بله‌ی محکمی گفت و دوتایی با هم پریدند. از روی درخت‌های کوتاه و بلند رد شدند و باز هم ردشدند تا به آن جا رسیدند. جلوی کلبه یک درخت بزرگ بود. نازپری و پرپری نشستند روی آن. پرپری گفت: «من بُردم!»

نازپری گفت: «نخیرم! من بردم!!»

همان‌موقع صدایی آمد. صدا از توی کلبه بود. نازپری و پرپری رفتند لب پنجره تا ببینند چه خبر است.

صدای بی‌بی گلاب بود. داشت به بچه‌ها قرآن درس می‌داد. بلند خواند: «بسم الله الرحمن الرحیم. والعصر. ان الانسان لفی خسر. الاالذین آمنوا و عملوالصّلحت و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.»

یکی از بچه‌ها پرسید: «تمام شد؟»

بی‌بی گلاب گفت: «بله عزیزم!»

آن یکی گفت: «چقدر کوچولو!»

بی‌بی گلاب لبخند زد و گفت: «درسته! اما پیام بزرگی برای ما دارد.»

بچه‌ها با هم پرسیدند: «چه پیامی؟»

بی‌بی گلاب به پنجره نگاه کرد. به خورشید نارنجی شده و به نازپری و پرپری لبخند زد. بعد گفت: «خدا توی این سوره هم مثل بقیه‌ی سوره‌ها با ما حرف زده. یک چیزهای مهمی را هم گفته. توی سوره‌ی عصر خدا می‌گوید که اگر به او وحرف‌هایش گوش نکنیم از ما ناراحت می‌شود. آن‌وقت است که زیان کرده‌ایم.»

پرپری آرام از نازپری پرسید: «زیان یعنی چی‌؟»

نازپری گفت: «اووووووم… فکرکنم یعنی می‌بازیم! مثل تو که باختی.»

پرپری اخم کرد و گفت: «خودت باختی! اصلا قهرم!!»

نازپری گفت: «خب من هم قهرم!»

بی‌بی گلاب داشت حرفش را ادامه می‌داد: «اما اگر بخواهیم خدا را از خودمان خوشحال کنیم باید کارهای خوب انجام دهیم.» و از بچه‌ها خواست چند تا کار خوب را بگویند.

بچه‌ها شروع کردن به شمردن کارهای خوب.

– به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم.

– درس‌هایمان را خوب بخوانیم.

– همیشه راست بگوییم.

– با هم مهربان باشیم.

– دعوا نکنیم.

– لجبازی نکنیم.

پرپری و نازپری با هم گفتند: «قهر نکنیم.» بعد دو تایی به هم نگاه کردند و خندیدند!

بی‌بی گلاب گفت: «آفرین! فقط یادتان باشد همیشه کارهایتان را با نام و یاد خدا انجام بدهید. اما فراموش نکنید همان‌طور که خدا توی سوره‌ی عصر گفت؛ همیشه توی کارهایتان صبر داشته باشید. صبر و حوصله کمک می‌کند تا کارهایتان بهتر انجام شود.»

بی‌بی گلاب این را که گفت، بلند شد و از توی طاقچه چند تا کلوچه برداشت. به هر کدام از بچه‌ها یکی داد. آن‌وقت پنجره را باز کرد و یکی هم برای نازپری و پرپری گذاشت لب پنجره.

پرپری زودی از آن خورد و با لُپ‌های بادشده گفت: «چقدر بی‌بی گلاب مهربان است!»

نازپری هم از آن خورد و گفت: «کلوچه‌هایش هم مثل درس‌هایش شیرین است.»

بی‌بی گلاب با همان لبخند همیشگی‌اش گفت: « نوش جان همه‌تان!»[1]

[1] . فرزانه فراهانی

فعالیت 3: بازی و بحث و گفت‌وگو

کودکان به‌صورت یک حلقه بزرگ کنار یکدیگر بایستند. یک توپ را به یکی از کودکان بدهید و از آن‌ها بخواهید با پخش سوره عصر، توپ را دست به دست کنند. توپ تا زمانی که سوره عصر پخش می‌شود، بین کودکان می‌چرخد. وقتی سوره تمام می‌شود، کسی که توپ را در اختیار داشته باشد از مربی یک شکلات یا جایزه کوچک دریافت می‌کند. هدف از این بازی، تمرین روحیه صبر است.

در بین بازی می‌توانید درمورد اهمیت صبر برای کودکان صحبت کنید. اینکه خدای مهربان دوست دارد ما در برابر سختی‌ها و برای رسیدن به خواسته‌هایمان صبر کنیم.

نکته: توجه شود که حتماً تمامی کودکان در این بازی یک بار جایزه یا شکلات دریافت کنند.

[dflip id="8705"][/dflip]